مطالب اینترنتی
جمعه 31 فروردین 1397 :: نویسنده : نویسنده



زبانی که هم‌نام مادر است


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – خانه فیروزه‌ای > یاسمن رضائیان:
هر‌قسمت از زندگی برای خودش زبانی خاص دارد.

زبان روز‌هایی كه حالت خیلی خوب است، پر‌حرفی‌هایِ بی‌انتهاست. زبان روز‌های زیبا، زبان لبخند است و روز‌های سخت، روز‌های بی‌حوصلگی و یا روز‌هایی كه ذهنت بسیار درگیر است، به زبان سكوت ترجمه می‌شوند.

آفرید‌ه‌ها هم، هر یك برای خودشان زبانی مخصوص دارند. زبان درخت، سبزی و زبان سیب‌های كوچك آویزان از شاخه‌هایش، شیرینی است. هر‌ آفریده با زبان خاص خودش قسمتی از معنای آفرینش را بازگو می‌كند. وقتی كسی به دنیا می‌آید، پیغامی از زندگی به جهان فرستاده می‌شود. زبان تولد انسان می‌گوید: زندگی هم‌چنان ادامه دارد.

این جمله را شنیده‌ایم كه وقتی نوزادی به دنیا می‌آید با خودش این پیغام را می‌آورد: «خدا هنوز به انسان امیدوار است و هنوز نسل او را دوست دارد.» حالا اگر قرار باشد این نوزاد، مادر شود، لابد این معنی را می‌دهد كه خدا نسل انسان را بیش‌تر از آن‌چه تصور می‌كنیم، دوست دارد.

او جانشین خودش را، كسی را كه مثل خودش مهربان است و محبت‌كردنش شبیه به محبت‌كردن خودش بی‌منت است، به ما می‌دهد.

مادر‌ها، همان‌هایی هستند كه با زبان خاص و البته مشترك خودشان با جهان در تعامل‌اند. زبان مخصوص مادر‌ها را نمی‌شود توصیف كرد چون فرا‌تر از مهر، فرا‌تر از مسئولیت و فرا‌تر از دغدغه‌هایشان است. كلمه‌ای نیست كه «فرا‌تر» را معنی كند. پس نام این زبان، همان زبان «مادر» است. انگار این اسم برازنده‌تر از هر اسم دیگری است.

* * *

حدود هزار و چهارصد سال پیش، نه، حتی خیلی عقب‌تر، از همان زمان كه تصمیم گرفت جهان را خلق كند، به او فكر كرده بود. به مادری كه داستانش كمی با مادر‌های دیگر فرق دارد.

مهر مادری‌اش طور دیگری بود؟

– نه. دل‌نگرانی‌اش برای فرزندانش طور دیگری بود؟

– نه.

پس چه فرقی با مادر‌های دیگر دارد؟

او رسالت سنگین‌تری نسبت به مادر‌های دیگر دارد. فرزندان بی‌شمار دارد. فرزندانی كه بعد از هزار و چهارصد سال، هنوز او را به نام مادر می‌شناسند. راستی ما چه خوش‌بخت هستیم كه خدا او را به ما بخشید.

او مادری كم‌سال بود كه قلبی بزرگ داشت. قلب بزرگش، توانایی‌های شگفتی به او داده بود. مثلاً با این‌كه سختی‌های بسیار كشید، بی‌عدالتی‌های فراوان دید و دلش هم شكست، اما باز هم قوی‌تر از آن بود كه متوقف شود و محكم‌تر از آن‌كه با بی‌عدالتی‌ها از پا در آید.

نام پر‌رنگ و دنباله‌دارش نسل به نسل به ما رسیده است. رسالت مادری‌اش چه عظیم بوده كه مادر ما هم شده است.

* * *

هر‌قسمت از زندگی برای خودش زبانی خاص دارد. مثلاً وقتی مادر در خانه است، تمام زبان‌ها جز زبان خاص خودش بی‌استفاده می‌شوند. حتی اگر بی‌حوصله باشی و زبان سكوت را انتخاب كرده باشی، مادر سكوتت را به‌خنده تبدیل می‌كند. این توانایی خاص از قلب بزرگش سر می‌زند.

او همیشه‌ی همیشه می‌تواند هوایت را تغییر بدهد و حالت را خوب كند. فقط كافی است با او حرف بزنی، صدایش كنی و پای حرف‌های دل‌نشین‌اش بنشینی. آن زمان است كه می‌بینی وقتی مادر در خانه است، هیچ زبانی به اندازه‌ی زبان خودش به كارت نمی‌آید. همان زبانی كه چاشنی‌اش خنده و مهربانی خودش و پر‌حرفی‌های از سر شور و شوق تو است.

وقتی با اشتیاق نگاهش كنی، می‌بینی او چه‌قدر شبیهِ مادر كم‌سال جهان است. همان قلب بزرگ و همان توانایی‌های شگفت را دارد. راستی كه مادر‌ها زبانی مشترك دارند و با همان زبان، حالمان را خوب می‌كنند.



لینک منبع

مطلب زبانی که هم‌نام مادر است در سایت مفیدستان.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :